خرید بک لینک

حكايت جامعه غفلت زده و خاموشي است كه حتي آيدينبا آن همه شور و نشاط و حيات، شايد تنها روح جاري در شهري كه زير برف مرده است، زير بار مكافات و غفلت خفتگان كمرش مي شكند و تحمل نمي آورد و كارش به جنون مي كشد.

كدام يك از ما آيديني پيش رو نداشته است. روح هنرمندي كه به كسوت سوجي ديوانه اش در اورده ايم. به قتلگاهش برده ايم و به اين همه او را جسته ايم و تنها در ذهن او زنده مانده ايم.

سمفوني مردگان (عباس معروفي)

كدام يك از ما؟

برخي از جمله هاي كتاب:

آدم ها هر كاري بخواهند مي توانند بكنند به شرطي كه طبيعت سر جنگ نداشته باشد .

تنهايي را فقط در شلوغي مي شود حس كرد .

چه فرقي مي كند اين پادشاه باشد يا آن ، براي ما كه مي خواهيم يك لقمه نان بخوريم و سرمان را بگذاريم چه هيتلر ، چه روزولت ، چه شاه . خر همان خر است فقط پالانش عوض مي شود .

هميشه بچه ي اول مكافات ديگران را پس مي دهد .

يك مملكت را نابود كرده اند كه تهران را بسازند . پس چه بهتر كه آدم برود آنجا و هر كار كه بخواهد از آنجا شروع کار كند .

اشك هاي سورمه روي گونه اش سر مي خورد و او با آرامشي خاص حرف مي زد : دوست داشتن تو كار ساده اي نيست .

من نمي دانم آيا مادرش هم او را به اندازه ي من دوست داشت؟ آيا كسي مي تواند بفهمد كه دوست داشتن او چه لذتي دارد و آدم را به چه ابديتي نزديك مي كند ؟ آدم پر مي شود . جوري كه نخواهد به چيز ديگري فكر كند . نخواهد دلش براي آدم ديگري بلرزد و هيچ گاه دچار ترديد نشود .

محبوبيت از همه ثروت ها شيرين تر است .

برچسب: نویسنده: میلاد ابراهیمی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 1:20

صفحه بندی